از بس خوابیدم گردنم درد گرفته است...

دما، ده درجه نسبت به سه روز قبل کم شده و کم کم شکل طبیعی اینجا داره برمی گرده. همه جا سربی و سرد! البته من با پنجره باز، ولی با لحاف، می خوابم!! پارسال تو تراس می خوابیدم شبها! گرفتاری بودیم به قرآن... مردک هنوز که نزدیک هفتاد روز است از خونه اش اومده ام، رهن را آزاد نکرده!