ننگ دفتر
دوستان فرموده اند که چون شعر دوست دارم به گنجور دات نت سر بزنم.
خیلی ممنون. بله باهاش آشنا ام.
نمی گم تمام دیوانهای جمع آوری شده را خونده ام. نه. منتهی گشت و گذار بین شعرایی که خیلی هاشون مدیحه سرا بودند و از درد زمان خودشون بی خبر یا لال، چندان بهم حال نمی ده که دنبال کردن شعارهای آهنگین و پر مغز این روزهای کف خیابان، یا اشعار دیگه ای که به قول خوشنویسان، ننگ دفتر نیستند!
از من مخواه شعر تر، ای بی خبر ز درد!
شعری که خون از آن نچکد، ننگ دفتر است!
این در خصوص خیلی ها مصداق داره ها. حتی حافظ! زمانی که ایران زیر سم مغول لگد کوب می شه، لطیف بودن ننگ دفتر است! الان را نبینید که بچه ورزشکار زحمتکش ما از ترس ما به مغولها پناه می بره و براشون مدال المپیک به ارمغان میاره. نه. یک زمانی اون مغولها یک جنایتهایی در حد یک دهم آنچه امروز بهش خو کرده ایم با قوم ما کردند. اون زمان را می گم.
بگذریم.
بارون میباره! شدید! جالبه که درست پیش بینی کرده بودند!! برای من عجیب است که هواشناسی حرف درست زده باشه!
جاتون خالی یکم هندونه دارم. یکمی ازش را هم یخ زده است. نمی خوریم. نمی دونم چرا. آبجی هم عین من عادت داره به خریدن و گندوندن انگار. کلی اش از بین رفت هندونه طفل معصوم.
همین.
گویا وضعیت کرونا خیلی بحرانی شده تو مملکت و در سایه عبا و دستار حضرات و این شلوغی ها و اون رفتن ها و این آمدنها کسی هم به تخمش نیست که چی داره می گذره. کاش روزگاری آمار درست این فوتی ها ولو با قبرشماری در بیاد تا یکموقع لکه ننگی که بر پیشانی آسمانی حضرات هست، بزرگنمایی نشه که ستمی بشه بهشون.