کیسه آب گرم درست کردم زیر ساق پام.  جوراب پا کرده ام ضخیم!

دیروز حرف لغتهای مشترک یا هم ریشه بین فارسی و پرتغالی شد. هیچکدوم یادم نیومد. الان اومدم وب رفتم به اون بخش و شروع کردم یادداشتهای خودمو خوندن. همون اول ،لغت toque را دیدم، یادم اومد به آبادی. به برف زمستون. به خونه هایی که گرم نبود و پیرمردهایی که از آفتاب نهایت استفاده را می بردند. یک جاهایی، آفتاب گیرش خوب بود. اینها ردیف کنار هم و کنار دیوار می نشستند، به دیوار تکیه می دادند و تخم مبارکشونو (البته از تو شلوار دبیت) عرضه می کردند به آفتاب! تا وقتی می شد و آفتاب قلقلکشون می داد ،اونجا بودند...

خدایی هم لذت بخشه! خیلی وقتها که بیضه احساس ناراحتی می کنه، با گذاشتن یک چیز گرم و نرم زیر و روش، دردش ساکت می شه. حالا می تونه کیسه آب جوش با دمای مناسب باشه، می تونه جکوزی استخر، یا حتی یک طشت آب گرم تو حموم باشه یا اصلا مشت خودت باشه مملو از آب و خایه!

بعضی ها هم که خب داروی  گرون گرون و پا دار دارند اون بماند! خدا قسمت کنه!