یحتمل حوصله دنبال کردن المپیک را نداشته باشید.

تیم ژیمناستیک آمریکا یک دختر نوجوون متالیک مشکی داشت. این روزهای اول چندتا مسابقه را شرکت کرد، رید.

بعد ییهو قهر کرد که من می خوام رو سلامت روانم تمرکز کنم مسابقه نمی دم!

همه هم جمع شدند گفتند باریک الله اون مهمتره!

حالا اومده می گه تو مسابقه فردا می خوام بدم!

نگاه قیافه اش که می کنم دختر داداشم میاد تو ذهنم!

از اینها که مسوولیت هیچی را به عهده نمی گیرند. لب و لیویرشون همیشه خدا آویزونه و تو شکست ها همه کائنات مقصر اند الا خودشون!

بگو آخه ریده! خب قبلا مدال داشتی، الان فشار روت بود، کم آوردی پاهات جفت نشدند مثلا موقع فرود. امتیازت افتاد. مسابقه همینه دیگه. فقط که رو فیزیکت و بالا پایین پریدنت نمره نمی گیری! تحمل فشار و به هم نریختن است که قوی ترینها را مشخص می کنه وگرنه که باید به منم مدال می دادند تا اندک چیزی می شه فوری غمم می گیره و تمرکزم از دست می ره و الخ، مثلا!

چه وحشتناکه. بازم به بلیط و پرواز دارم نزدیک می شم و بازم سردرگمی های مختلف از جای اقامت تا تست قبل از پرواز تا تست بعد از پرواز و ...

هوففففففففففف! خدایا چین را از رو زمین محو کن که این بلا را به جون بشریت انداخت که خودشو بسازه، توله سّگ!