من، اگه بگم با شعر فروغ ارتباط برقرار نمی کنم، خیلی با کلاس صحبت کرده ام.

باید سر راست بگم از فروغ خوشم نمیاد!

واسه همینم نه شعرش نه چس ناله هاش نه زندگی نامه اش خلاصه هیچی ازش نمی دونم ولی، می دونم خیلی ها زیر علمش سینه می زنند. بعد تازگی ها دارم می فهمم که انگار عشق ممنوعه ای داشته و همزمان شوهر داشته و شاید طلاق هم داشته تو زندگی اش که نمی شده بچه اش را ببینه و از این حرفها

فقط نمی فهمم چطور جامعه ای که این مدل زن و زندگی را طرد می کنه، اینهمه به فروغ روی خوش نشون می ده و بهش اقبال داره.

سخت ترین عشق عشقی است که می دونی بهش نمی رسی ولی بازم دوستش داری (احتمالا از فروغ)

عشق های ممنوع می سوزاند انسان را (آدم یاد فرمایشات حضرت آقا میفته که خودشو با لفظ انسان خطاب قرار می ده)

کنارت باشد

کنارش باشی

بخواهدت

بخواهیش

اما نشود ،نشود، نشود!

عزیز دلم، دیگه چی قرار است بشود که نشده است؟! یک بوس و بغل مونده و یک چلوندن و تپوندن. والله اینها که باقی مانده تک به تک اعمال حیوانی ماجراست! بخش انسانی اش همونهاست که شمردی. بخواهدت، بخواهی اش و نمی دونم کنارت باشد کنارش باشی و الخ.

باور کنید! از یک باتجربه بپرسید! بخش تلنبه زدنش مسخره ترین بخشش هست! قبلش، و خواب بعدش، ورای تصور است اما خود اصلش، فقط حمّالی است! عرق ریختن از شش گوش بدن است! بخصوص سبک و سیاقی که ماها داریم! حالا اگه یکم رمانتیک بودیم حرفی!

همین.

 

-----

غلط کردم. آنچه نوشتم صادقانه نبود! بخش تلنبه ماجرا را کتمان کردم. من دیدگاه یک پسر نوبلوغ را تو اون ماجرا نمی دونم. شاید اون موقع لذتش مدلی دیگه باشه، زن را تجربه نکردم زمانی که نو بلوغ بودم منتهی، بعدها که از اون اوج دووووووور شده بودم را می تونم توصیف کنم. می تونم به جرات بگم برای یک مرد جا افتاده، بهترین لذّت تختخواب، لذت دادن به شریکش هست! اون موقع با هر کسی نمی خوابه و اگه با کسی می خوابه قطعا خیلی خیلی دوستش داره و تو اون شرایط خیلی آرمانی لذتی که مرد می بره لذت مغزی است بیشتر تا جسمی و جنسی و اون لذت مغزی بر دو بخش است، یک بخش، لذت دادن به طرف مقابلش هست، که به خود مرد، مرد بودن، تکیه گاه بودن، حامی بودن را اثبات می کنه و یک بخش، همچنان بر ذات شکارچی مرد برمی گرده وقتی می بینی با یکسری افعال، می تونه شکارش را از خود بیخود کنه و کنترلشو از دستش خارج کنه جوری که از گردش چشمها  تا سر و صداها چنگ زدنها یا ترشح ها، اختیار همه اش از دست طرف خارج و به دست مرد شکارچی افتاده است!

خدا نصیبتون کنه همین سه شنبه، ان شا الله!

شکار بشید تک به تکتون صلوات!

:))