یک شرکتی، شریک بودیم، مثلا!

از وقتی واتس آپ و تلگرام پرید، از شریکمون بی خبریم!

شریک هم به تخمشه!

هرچی تو ایملیها سعی می کنم پیداش کنم هم نیستش!

درآمدی ندارم ازش ها، چون کار نمی کنم درآمد هم ندارم به طبع ولی خب شرکت داره کار می کنه. صبح با حسین آقا کانکت شدم اون گفت چندتایی پروژه داره. پیغام دادم بابا لامصّب یک ایمیل بده!

سایت شرکت هم از اینجا باز نمی شه. ایرانی است. کلا سایتهای ایرانی از مالیات بگیر تا تامین اجتماعی و ... هیچکدوم باز نمی شن.

یکم اوضاع را از حسین پرسیدم، به روزمرگی تام دچارند! هنوز یکی را برمیدارند می کنند رئیس اون یکی، با یکی لج می کنند قرارداد شش ماهه می بندند باهاش بجای یکساله!

یک کثافت کاری ای که فقط از دور که نگاه کنی می بینی از عروسک بازی دختربچه ها هم مسخره تر است این بازی ای که تو شرکتهای ما جاری است! 

گشنم شد غر زدم.