ذیل پستهای ذیل افاضه فرمودیم:

خدای وحشی

صادرات ما

-----------------

عرض کنم که دیروز با نیما حرف می زدم، همسایه ام، می گفت مردم اعصاب ندارند دیگه. می گفت مشتری رفته جلو نونوایی پرسیده نون چند، کار کشیده به خون! گویا نونوا گفته فلان تومن مشتری گفته چه خبره ، نونوا گفته عروسی عممّه مگه من نرخ تعیین کردم، مشتری دست به سنگ شده، نونوا پریده که نذاره شیشه را بشکنه مشتری کوبیده تو ملاج نونوا!

نون و خون خلاصه با هم شده!

نویسنده کتاب طاعون می گه، (اینو صبح که تو تختخواب بودم خوندما!!! مثل باکلاسها تو تخت روزنامه می خونند، منم اینستا می خونم و با چیزهای قلنبه ای که می بینم کیف می کنم.

بله. آلبر کامو، احتمالا ،نویسنده طاعون، میگه، طاعون برای کسانی که عزیزی را از دست داده اند تا ابد ادامه داره!

 ریدم به جمله اش! باید بیشتر دقت کنم از حفظم بشه. مال خودش خیلی قشنگتر بود. ولی خلاصه منظورش اینه که الانه که فضای خیانت است و کرونا و نسل کشی و خایه مالی، بمونید منزل که کرونای مادام العمر نگیرید، لطفا!

بریم دوزار کار کنیم.

دیشب به اعمال روزم فکر میکردم دیدم شعبه دوم دکتر هولاکویی را زده ام! کلی مزه داد! فقط نمی دونم این تک مشتری ما چی شد، گرخید! مشتری تازه هم که نمیاد. یادم اومد خیلی قبل یک مشتری داشتم از یزد، اونم نامرد نمی دونم چی شد ییهو مرد! دیگه هیچ جواب سلاممونم نداد! این جماعتی که تم مذهبی داره همینه. ییهو اتصالی می کنه می زنه تو کار توبه و الخ! یعنی مثلا ننه اش را ماشین می زنه بعد فکر می کنه من چه کار بدی کردم که ننه ام را ماشین زد، می بینه اینکه راجع به زودانزالی همسرش حرف زده حتما گناه کبیره بوده. توبه می کنه! حالا یکی نیست بگه باباجان، ننه ات طفلک یکم هول کرده رفته زیر ماشین، آخه گوز را چه کارش به شقیقه؟!!

بهرحال.

موفق باشید

ضمنا، یکمی دقت کنید خدایی. من می گم یک صغری که می شناسید خوشبخت هست نام ببرید، همه میان می گن اصغر فلانکی! بابا! شما اگه فرق اصغر را با صغری نمی دونید اصلا نباید تو این پایه وبلاگ بخونید! جهشی که نیست که! باید برگردید از پایه های پایین تر، یواش یواش بعدتر این وبلاگهای زرد مثل مال منو هم می خونید. نترسید ته نداره اراجیف. منم نگم هزار نفر دیگه بهترشو می گن.

متوجه شدید؟ فرق اصغر و صغری را می تونید بگید؟