دارم فکر می کنم اگه یک سیاست مدار تو افغانستان بود، باید یک بخشی از ارتش را از زنان افغان درست می کرد.

بی شک زنی که با حضور طالبان به اسارت و بندگی کشیده می شه، دیگه مثل نرهای بی غیرت و مواجب بگیر این ارتش، وقتی دو تا موتور سوار پا پتی را ببینه اونجور فرار نمی کنه، بلکه می ایسته و تا دم آخر می جنگه باهاش.

درسته جنگ و تفنگ تناسبی با روح لطیف زنانه نداره منتهی، این بردگی و خفّتی که دوباره بر اینها مستولی می شه هم تناسبی نداره و بی شک اگر این امکان را می داشتند، سرنوشت افغانستان را در دست می گرفتند، کما اینکه ایران را زنها آزاد خواهند کرد! 

می گید دیر گفتم؟ خب درسته. من سیاست مدار نیستم و تفاوت یک سیاست مدار با من اینه که باید این موضوع را بیست سال پیشتر می دید و کاری می کرد. قشنگ می تونست هم کارآفرینی کرده باشه با برقرار کردی مستمری ارتشی برای زنانی که قطعا خیلی به یک حقوق نیاز داشتند، هم می تونست برای همیشه شرّ طالب و طالبی را از سر مملکت کوتاه کنه. من همچنان دنبال می کنم ببینم این دوکدور عبدالله کدوم گوری است. این که همیشه یقه جر می داد برای مردم افغان کجاست الان. برادر دزد حامد کرزای که کابل بانک را دایر کرد و اختلاس کرد، عین برادرانش در ایران، اون کجاست. اشرف عنی کجاست؟ استیصال زنان افغان را ، نمی خوام درک کنم فقط. می دونید. اونها را هم عین ماها کشته اند، سالها...