صبح یکشنبه است، تعطیلات آخر هفته به اصطلاح

صبح، تو تخت، یکم اپلیکیشن زبال را دنبال کردم. یک جمله ای داشت، معنی اش می شد که ما پیاز سرخ می کنیم. بعد باید پیاز را حتما جمع به کار می بردی. انگار اینها نمی تونند یک پیاز را دسته جمعی سرخ کنند! سیب زمینی هم همینطور بود! وقتی فاعل گروه می شد، مفعول هم گروه می شد! ولو که پیاز و سیب زمینی باشه. انگار اون مدل ناهنجاری ها که چه عرض کنم، اون مدل هنجارها فقط مال خود ماست!

اینستاگرام یک عده ای را برای دوستی پیشنهاد می ده. نمی دونم حسب چه منطقی هم هست. پروفایل یکیشونو رفتم. یک دختر نوجوون نسبتا. همه حرکتی زده بود! از آواز خوندن تا تتو کردن شنا کردن بغل کردن و ... تو خیلی هاشون خانواده هم بود. فرض کن باباش وسط، اینو مامنشو بغل کرده و سه نفره عکس گرفته اند درحالی که نه باباهه تنبون به پا داره آنچنان، نه اینها لباس. نه که لخت باشند ها. می گم یعنی آنچه به تلقین برای ماها ارزش شمرده شده است، تو بخش وسیعی از کره ارض اصلا ارزش نیست. چه عیب داره پستونهای یک دختر هم معلوم باشه یا چمیدونم قاچ کونش که مایوی شناشو بلعیده؟ به قول شاعر، ما را به رخت و چوب شبانی فریفته اند! عکس سال 1960 از افغانستان را نگاه می کنی، فقط دلت می خواد، آرزو می کنی، یک سفر بتونی بری اونجا را هم ببینی. بعد یک دین میاد، یک سری ملّا میاد، یک جهل مقدّس میاد به این روز می بره یک مملکت و بلکه یک منطقه را...

اخبار انگلیس کم کم داره به کرونا در ایران واکنش می ده. نه که کاری بکنند! نه. صرفا تردد ها را محدود می کنند تا ما خوب بشیم! چشممون کور! اینجا کشور خودشونه اختیارشو دارند، اون هم مرض ماست، خودمون می دونیم! همینکه به اینها منتقل نشه کافی است. تا ...فرزانه با اوامر ملوکانه و پدرانه چه سرنوشت شومی رقم بزنه برای ما. دیدم می گفت یک کرونای مدل نمی دونم تانزانیا، یا یک جای دیگه ای اومده که این دیگه دوره کمون هم نداره و همینکه می گیری میفتی به سلامتی عینهو گوسفند نذری امام حسین، بال بال می زنی تا بمیری، خلاص بشی و خلاص بشن ازت به اصطلاح!

گناه داریم ما...

جهل مقدّس! بدّوید برید ریپورت کنید وبلاگم را. خودم را... اما جهل، جهل است! یک کلام...