عهدنامه ننگین
درحالی که هیچ خبری از مایه ننگی به نام دکتر عبدالله نبود، اشرف غنی کشور را ترک و طالبان کابل را هم تسخیر کرد.
چشم ما روشن، روی تو سپید!
کاش اونقدر قدرت داشتیم که پاره تن مملکت را که در عهدنامه پاریس توسط قاجار واگذار کردیم، پس می گرفتیم.
کاش می تونستیم بجای ساخت اردوگاه در شهرهای مرزی، شهرهای قدیم کشور خودمون را تحت الحمایه قرار می دادیم و می ذاشتیم مردم تو خونه های خودشون، زندگی کنند! هم وطن هاشون به استانی از استانهای خودشون پناهنده بشن. اما حیف که در شرایطی که برای قرنطینه شده های خودمان هم نان نداریم، باید نگران تشکیل خراسان بزرگ و از دست رفتن مشهد با سرمایه های طلای حضرت آقا هم باشیم! تصور کنید، یک زمانی برای زیارت امام رضا، مسلمانها از طالبان اجازه و گذرنامه بگیرند!!! ساده است. مگه بقیه جاهایی که از کشور جدا شد، چطوری جدا شد؟ یک پدرسوخته ای بهای بیشتر تمرگیدن بر تخت را از کیسه کشور پرداخت کرد! چه فرق می کنه سلسله اش قاجار باشه یا فرقه تبهکار؟ نتیجه از دست رفتن است. تحقیر شدن است. کوچک و کوچکتر شدن است...
بگذریم.