خلقت خدا-انسان مختار
اگر احیانا یک شهروند بالغ ایرانی تصمیم بگیره به اختیار خودش،
واکسن خراب و فاسد و خطرناک آمریکایی یا انگلیسی بزنه،
آیا باید از قیّمی اجازه بگیره؟!
بر چه اساسی؟
کی خودشو فروخته که الان اختیار بر مال و جان خودش نداره؟
سه دلار قیمتش هست! می شه زیر صد هزار تومن! جون هم که مال خودشه! به توی وزیر و وکیل چه مربوط؟!!
امروز، مصاحبه تلویزیونی بود با برنده مدال شیرجه در المپیک توکیو.
یک پسره، با اندام عضلانی، ورزشکاری، برنده مدال طلا دیگه...
گی هست.
میگه خوشحالم برنده شدم تا هرکسی مثل من هست بدونه بی اینکه لازم باشه خودش را مخفی کنه با تلاش، می تونه به هرجایی برسه!
عکسهاشو نشون می ده تو استادیوم نشسته بافتنی می بافه! باور کنید. یک ژاکت بافته بود. می گفت زمانی که بقیه گیم بازی می کنند یا تو موبایلشون هستند من بافتنی می بافم!
استرسش اینجوری خالی می شه لابد. اینجوری دوست داره لابد. اونم بدن خودشه، دلش می خواد هفت روز هفته ورزش کنه بازوهاش بشه اندازه متکّا، سوراخ کونشو هم دلش می خواد بده فلانی پاره کنه! ناز کنه! ماچ کنه! چه می دونم! هرکاری می خواد بکنه! آخه به تو چه!
به کسی چه!
والله همه خوشحالند. همه دنبال زندگی خودشونند. دنبال تفریحشونند. کسی هم اگه خوشش نمیاد از این بابا یک دکمه می زنه کانال تلویزیون را عوض می کنه و تمام! چیزی که خوشش بیاد را می بینه!
تو فضای مجازی پخش شده که مدّاحان تابلو زده اند کادر درمان را شکست می دهیم!!!
لابد براشون ساخته اند منتهی، نفس عمل همینه! والله همینه! اگه این نبود که الان تعطیل نبودند اینهمه! دیگه قورباغه هم پخته شده و کسی نمی گه کسب و کارم چی می شه یا دولت پول بده یا وام بده و الخ! می گن تعطیل، کسی نق نق نمی کنه به قول بهنوش جون!
مردمی که به خفّت عادت کرده ایم! یک کلام و بس