بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم،

مانده ام کشور من جزو جهان نیست چرا!

 

از صبح عین اسب فقط گشنه ام می شه!

شیر، پلو  مرغ، و الان می خوام پاشم تتمه اون ساندویچ پریشبی که تو فر درست کردم را گرم کنم. 

خمیر کرده ام که شام پیتزا درست کنم!

افسرده ام، نسبتا!

دو روز گذشته دقیقا به بطالت گذشت.  خسته شده ام. تا جایی که راه می شد رفتم، نشسته ام یکم. 

یکم ساز را دنبال کردم. باید برم یک زخمه بخرم. دستم تاول زده است...

سوسول شده ام!