آدمیزاد یک احمق به تمام معنی است!
پروپوزالی که قبلا نوشتم را باز کردم اصلاح کنم نهایی کنم بفرستم، تمامشو از اول نوشتم!
فقط چیزهای بدش نبود که وجین کردم. یک عالمه از چیزهای خوب را هم ریختم دور که سردرگمی پیش نیاره!
یادم افتاد به همسایه که داشت درخت را هرس می کرد. میا می گیم فاش کردن بجای هرس. نمی دونم از کجا میاد این لغت ولی، فاش کردن، پاش کردن، یک جایی باید همون هرس کردن و بریدن شاخ و برگ اضافی باشه. بهرحال.
همیشه هم شاخه هایی که از زندگی ساقط می شن به درد نخور و بیخودی نیستند...
منتهی خب!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۰ ساعت 16:35 توسط آرش
|