بارون میاد امروز
ریز و لاینقطع.
آدمها اینجا بارون را خیلی جدی نمی گیرند. شده که حتی کلاه لباسشونو سرشون نمی کشند!
خونه هاشونو هم تحویل نمی گیرند! فرقی نمی کنه کجا، ولی از هر کوچه ای که رد شدم، خونه هایی تمام تیپ هم و هم شکل هست که شاید بیست نفر، یکی بهش رسیدگی کرده است! اغلب حیاطها آشغالدونی است، همه چیز به رنگ و نقاشی و تمیز کاری و مرتب کردن نیاز داره منتهی، موضوع اینه که اینها برای خونه داشتن، رنج چندانی نمی کشند. بگو عمر تلف نمی کنند! راحت می شینند اینه که بابت بشور بساب و برق انداختنش خیلی انرژی ای نمی ذارند. شاید هم وقتشو ندارند. ولی یقین دارم هر کدوم از این خونه هایی که فقط پنج متر عرض داره اگه دست هر کدوم از ماها بود مدتها وقت و پول برای سابیدن و برق انداختنش صرف می کردیم! آنچه راحت به دست بیاد، بی ارزش است! نه که ارزون باشه ها. نه. امیر و زنش دنبال خونه اجاره ای می گردند نیست. ماهانه حدود 850 یورو فقط اجاره بها می خوان ازشون. اتاقهای دانشجویی را دیروز کنار خیابون پشت یک بنگاه چک کردم. هفته ای هشتاد پوند ارزونترین مورد بود.
همین