اعتراض خوبان!
می گه نظامها از شما می خوان که هنر نداشته باشی
که خلاق نباشی
که تریاکی و شیره ای باشی!
چون در این صورت هست که اعتراض نمی کنی.
میگه جایی که همه دزدی می کنند، وقتی تو دزدی نکنی یعنی داری اعتراض می کنی.
داری میگی شما همه یکجورید و من با شما متفاوتم! بر روال و منوال دیگه ای ام!
جالبه که پروسه را هم توضیح می ده.
میگه وقتی دزدی نکنی فقیر می شی تو این محیط،
کم کم صدات در میاد. اعتراض می کنی.
اینه که یک سیستم فاسد بدش نمیاد که تو هم دزدی کنی!
که تو هم آلوده باشی و کونت گهی باشه به اصطلاح!
(نشدیده بودید هااااااا! ولی خیلی رسا است اگه چه چرک!)
این سبک اعتراض کردن این پیران فرهنگی و فرهیختگان شکم به پشت چسبیده است که لباسهای نو نمی تونند بخرند اما همون قدیمی ها را خییییییلی تمیز می کنند و خیلی مرتب، لباس های خسسسسسسته ایام شباب را به تن می کنند. کسانی که حال شلّاق خوردن ندارند و اعتراض را در ریاضت جسته اند! یارو می گفت با پای شکسته تو یک روز ششصد شلاق به من زدند تا گردن بگیرم که فلان دانشمند هسته ای را من کشتم!! فکر کن شما کون زن امام جمعه گذاشته باشی هفتاد هشتاد تا بهت می زنند! چه بر سر یک چهارپا میاد که هم نوع خودش را اینجور شکنجه می کنه، نمی فهمم...