بی شک، پیر شده ام!

استرس اذیتم می کنه! 

یک ماه دیگه باید برگردم پرتغال و هنوز جایی را برای زیستن اجاره نکرده ام. اگه بکنم هم تا نرم و کلید نگیرم و خاطرم جمع نشه، یحتمل همچنان حرص می خورم! 

دیشب تو یک سایت که بنگاه بود ثبت نام کردم و دو سه مورد بهم پیشنهاد داده است منتهی، دور از دانشگاه هستند. این بعد مسافت خیلی خوش آیند نیست برای روزهای بارونی و بادی اون دیار...

بگذریم

روی یوتیوب، سری برنامه هایی به نام هوش برتر را که چهارتا هنرمند ظاهرا مستقل از صدا و سیما دارند پر میکنند نگاه می کنم این دو سه روز.

واقعا مصداق سنگ را بستن و سگ را رها کردن شده مملکت.

آدمهایی مثل فردوسی پور، اینها، گروه مجتبی شفیعی یا حتی سرنا امینی یا دیرین دیرین و حتی امپراتور کوزکو یا حسن آقا میری، مجتبی واحدی یا مهدی  مهدوی آزاد، فرناز قاضی زاده تااااا نفیسه کوهنورد و ...

یا مجموعه های عنی میشن یا تولیدات استودیو زاغ دات ؟ ...

حتی شجریان، باقی اهل موسیقی...

اهل شعر...

هالو...

اینها به هزینه خودشون رو آنتن های محدود تولید می کنند و مخاطب دارند،

یک عده کثیری هم به اون کیفیت می خورند و طالب ندارند! و البته کافی است که تو مدار باشند فقط (!) مثل انگل زادگان.

دین، ملعبه شده است!

پناهیان سر منبر می گه بجای تعقیبات نماز، برید سایتهای ارزشی را لایک کنید که حس نکنند تنها اند!

دقت دارید؟

بجای تعقیبات نماز،

کلیک کردن!!

چه بسا فحش دادن،

فوروارد کردن،

لایک کردن!!!

حساب دین از حساب خدا سواست،

و تازگی نظرات لائیک ها را که می شنوم می بینم اونها هم با من هم عقیده به لزوم محاکمه خدا اند...

یکی اش را استوری اینستاگرام گذاشتم، کسی چیزی نگفت از شما...

می دونم الان مغزهای پر پهن میاد زارتی داستان خضر نبی را برام لقلقه می کنه و اینکه ما از حکمتش نمی فهمیم و الخ!

در اینکه نمی فهمیم شکی نیست چون با اون دست استدلالها قطعا نمی تونید بگید حکمت آفرینش هیتلر چه بود! صدام برای چی و حسب چه خیر و منفعتی دنیا اومد! از باقی مشاهیر نام آشنا هم نام نمی برم، خودتون بهتر می دونید چی سر زبونمه. کسانی که اگه به قول اون مداح ننه باباشون اون شب نحس خفته بودند، بی شک ملّتهایی رنگ آرامش و آسایش را می دید و طعم زندگی را می چشید...