آدمها اینجا، خیلی عادی زندگی می کنند. طرف استاد دانشگاه است یک دوچرخه داره دو تا بچه اش را می ذاره ترک دوچرخه (تو صندلی مخصوص) خودشم دمپایی لاانگشتی دم پاشه و شلوارک به کونش، میاد دانشگاه و می ره! با کوله ای که توش مایوی خیس و باقی تجهیزات استخرش هست! نه که کلاسها آنلاین شده، خیلی هم لزومی نداره کت و شلوار تن کنند و اصولا هم نمی کنند.

اینکه می گم عادی، مثلا بار یا رستورانی نیست که کسی نتونه بره توش. نه اینکه همه جا یک قیمت باشه ها. هست جایی که یک ته استکان شراب را سی پوند برات فاکتور می کنه منتهی، می خوام بگم جایی ورود ممنوع نیست برای کسی به اون فرم. کسی که یکم پول داره هر سمتی اراده کنه می تونه خرید کنه. بعد می بینی تک تک المانها و امکانات شهر را می شناسند! مثلا برای فلان  کباب می دونند باید تا اون گوشه شهر رانندگی کنند، و می کنند! بعد برای فلان نون، فلان نقطه! می خوام بگم تمام این مکانها که ملت باهاشون حال می کنند محلهای غیر لاکچری و عادی است. دسترس هست...