آدم، به خرابی عادت میکنه...
تقریبا اوایلی که گوشی های هوشمند مد شد، منم یکی خریدم. چندسال پیش؟ هفت؟ ده؟ نمیدونم...
چند روز قبل سر صبح تو تخت داشتم باهاش ور میرفتم و تمیزش میکردم، دیگه چسبهاش فاسد شده بود، زه های کنارش هی افتاد از دم...
دکمه روشن خاموشش هم، از دست رفت! الان یک چاه بجای اون برجستگی و دکمه هست که به سختی میشه روشنش کرد...
اوایل فکر چسب بودم و درست کردنش، کم کم بیخیالش شدم، الان به اون سوراخی عادت کرده ام! قشنگ قلقش اومده دستم که کدوم انگشتمو کجاش کنم که لمس بشه و راه بیفتم موتورش...
اینه که میگم ادم، به بدبختی، به خرابی، به نداری، به ظلم پذیری. به بی رحمی، به حیوون بودن هم، عادت میکنه...
طیاره را که زدند، دویست و اندی نفر کشته شد، جامعه تو بهت فرو رفت...
الان کرونا را همون جنایتکارها تو جون مردم نگه داشته اند، روزانه دوبرابر طیاره کشته و مرده میده ( هه!)، کسی ولی به بیضه اش هم نیست حتی...
تازه شده اسباب تامین درآمد، از فروش همه چیز، از هویج تا واکسن، تااااااا جریمه های میلیونی ماشین و... تا کنترل ضایع مردم تو مناسبتهای مختلف سیاسی اجتماعی...
و ما، مردم، بع بدترش هم عادت خواهیم کرد...
هیچ تصوری هم آیا میکنید که خواهر و مادرتون را طالب یا داعشی بیاد از خونه بکشه بیرون، ببره بکنه و عین گوسفند بکشه و یا بفروشه؟! الان تو مشهد، زاير عراقی چه میکنه؟
اونهایی که دستگیر میشن و به مکان نامعلوم برده میشن را کی میبره؟ اصطلاح "ملاقات شرعی" برای زندانی های زن، به گوشتون خورده؟