گاهی، آدم همینجور داره عبور میکنه، بی منظور...

یک چیزی،

یک تیزی ای،

چاله ای،

چاقویی، تیری،

یک چیزی، دلش را چنگ می زنه انگار...

به فکر فرو می بره...

فکر که نه، به وهم! به رویا، به، نمی دونم، به عدم! به اون دنیا!

آهنگ Adel با این متن، اینجور بود برای من...

Hello, it's me
I was wondering if after all these years you'd like to meet
To go over everything
They say that time's supposed to heal ya
But I ain't done much healing

Hello, can you hear me?
I'm in California dreaming about who we used to be
When we were younger and free
I've forgotten how it felt before the world fell at our feet

...

کی بود می خواست زبان یاد بگیره؟

این متن، اون آهنگ. بذار و گوش کن و حفظ کن و تکرار کن، تا همزمان با زبان، ریش درونت هم تازه بشه! نو بشی به یاد ایّام شباب!

اون روزها ما دلی داشتیم،

پاییز و، بهاری داشتیم

کسی بودیم،

کاری داشتیم...

یکی اومد که حرف عشقو با ما زد

دل دیوونه ما هم، دل خود را به دریا زد!  (؟)

...

بعد، ما موندیم،

اون رفت!!!

مخلص کلام!

 

ترجمه آهنگ:

سلام!

منم!

نمی دونم بعد از اینهمه سال، تمایلی داری همو ببینیم یا نه...