یک دوستی داریم،
خدا خوب بخواد براش،
ولادتش بوده است...
عکس کیک تولد گذاشته، انگار یک جفت خایه از آسمون افتاده باشه وسط کیک، همه چیز پخش شده به اطراف، اون جفت خایه هم به رنگ قررررررررررمز نامانوس، وسط کیک خودنمایی می کنه. باقی تشکیلات هم نیست! لابد رفته توی کیک!
هی خواستم ذیل عکس بپرسم این چیه،
هی گفتم بالاخره دوست و آشنا و فک و فامیل داره، زشته.
ولی خدایی، یکم دقت کنید! یعنی چی که هرچی می دن دستتون بر می دارید می برید منزل؟!
عشق بر گرده هم چیدن چندین سنگ است، بیشتر که نیست! (الکی گفتم. شاش بر عشق و سنگ و گرده و چیزهای مشابه البت!)
شیرینی فروشی که بجای قلب، خایه تحویل مشتری می ده را باید چکار کرد خدایی؟!!
برم یک کیک بپزم، یا نمی خواد؟!!
سونیا نامرد پیام داده که خوابگاه اوکی است، وقتی رسیدی باید 500 یورو برای دو ماه اول بدی!
هوفففففففففففف! پونزده میلیون تومن می شه؟ برای دو ماه اجاره یک اتاق!
خداوکیلی چقدر گرونی بیداد می کنه! خاک بر سر آخوند که اموال ما را دزدید و اینجور پولمون بی ارزش شد، دیگه هم درست نمی شه...
به بدنامی، فرصتی که دست داد را سوزوندند و رفت! جاودان شدند به بدنامی، به شر، به ویرانگری. حالا هرچقدر هم که تو کتابهای تاریخ دست ببرند و جعل کنند...