از الان روز شمار میتونید بکنید، که من برم دیگه سر کار و زندگی خودم.
هفته بعد این موقع، تو فرودگاهم، جاتون تهی.
ذوق ندارم به رفتن! انگار دارم میرم بیگاری! همینم هست دیگه، هر رووووووز خوابگاه-دانشگاه!
مثل کسی ام که میره کویت کارگری!
اگه مرزهای علم را جابجا نکنم، انتطارم از خودم برآورده نشده است.
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مهر ۱۴۰۰ ساعت 16:29 توسط آرش
|