به این چندماه گذشته که نگاه میکنم، به لحاظ زمان، تقریبا معادل با یک ترم دانشگاهی است. حدود چهارماه.
تو این مدت چه کردم؟
یادم نمیاد!
نه که کاری نکرده باشم ها! خدایی،
یک مقاله آماده کردم،
یک پروپوزال آماده کردم،
یک عالمه مطالعه کردم، در زمینه های مختلف از شبکه های عصبی بگیر تا دینامیک سازه و خاک و سیستمهای کنترل و ریاضیات، شامل تبدیل فوریه و تبدیل لاپلاس.
دو تا نرم افزار را لمس کردم، LFAC و PYTHON
منتهی خب، بیشتر به نظرم ریکاوری بود برای من. بازیافت!
بدی ماجرا اینه که الان که، اولا دلم نمی خواد برگردم پرتغال! بهرحال زندگی سختی است اونجا.
بدی دوم اینه که اونقدر که در باره خوردن و خفتنم ایده دارم، در مورد درس و بحثم نداره! اصلا کلا بدم میاد که برم تتمه کارهای استادم را انجام بدم! خیلی فکر می کنم که، راه من چیه تو زندگانی...
+ نوشته شده در سه شنبه ششم مهر ۱۴۰۰ ساعت 18:20 توسط آرش
|