این دو روزه حدود 27 یورو مواد غذایی خریدم. چیزی هم نشد چندان. اصلا حس خوبی ندارم وقتی خوردنی ندارم. 

هیچ فروشگاه بزرگی چسبیده به ما نیست. تقریبا همه یکربع پیاده روی دارند. سه برند مختلف و هر سه در یک شرایط مشابه. یکی که صبح رفتم لب رودخونه بود و سربالایی با کلی بار، از نفس افتادم. ولی خدایی خیلی قشنگ بود منظره اش. فروشگاههای اینجا به وضوح قشنگ تر و زنده تر از فروشگاههای منچستر هست. اینها همه سوله ساخته اند و به قصد فروشگاه در و دکور زده اند. اونجا طبقه زیر یک ساختمان قدیمی را گرفته بودند که طبعا به لحاظ ارتفاع و حتی مساحت، فاجعه بود. حتی جاهایی که سوله زده بودند هم، نمی دونم چرا عین عمده فروشی ها، یک حال بدی داشت فروشگاهها. اینجا خیلی قشنگ تر است.

یکی دو مدل نون گرون شده این مدت چند ماه که نبودم. بقیه انگار تقریبا همونی هست که بود. شیر و سس و برنج و 

رب گوجه هم البته یکم اضافه شده بود. ده درصد شاید.

شام امشب تخم مرغ آبپز می خوام بخورم. با کره و نون تازه. نمک هم خریدم امروز حال میده. سس تند و کچاپ هم دارم. خیلی جاتون خالی به قرآن!