گفته بودم با شلوارک می رم بیرون؟!

خب،

با شلوارک می رم بیرون!!

یادش بخیر شمیم.

بیرون، خیابون را نمی گم هنوز. ولی توی خوابگاه با شلوارک می چرخم هیچ هم احساس بدی ندارم! 

والله!

فقط باید یک وقتی برم یکی دو تا لباس تو خونه بالاتنه ای بخرم. هیچی ندارم و هنوز به نظرم میاد قبیح است با زیرپیرهن برم بیرون!! اصرار نکنید که نمی رم! خیلی هست ها ولی همه اش تی شرت هست. من آستین دار می خوام. بهرحال رو به زمستون است و زمستونهای اینجا خیلی سرد می شه، با این یک مثقال شوفاژ!

سوپم پخته شد. عالی! با جعفری خشک و همونها که گفتم، یک چیزی شبیه حلیم گندم در اومده، یکم روان تر!! شام خورده بودم ولی با این حال، باید یک کاسه هم از این سوپ بخورم تا  داغ است. 

جاتون تهی سرجمع.