یک کشو دارم،
بوی ایران را می ده!!
هنوز دارم چیزهامو از این کشو به اون کمد جابجا می کنم تا بلکه جا بیفتم یکم. تو این کشو که می گم، دو تا رشته آش دارم، یک بسته کوچیک نبات سفید، یک بسته زعفرون، دو بسته تمبر هندی. درش را که باز می کنم، بوی ایران میاد ازش!!
ساکن اتاق 116، یک دختر برزیلی است، قهوه ای رنگ، نرم و گوشتی و خنده رو و البته غیرجذذذذذذاب برای من. ماکارونی درست کرده بود نصفشو خورد، نصفشو برد! چیزی بیش از رب گوجه و ماکارونی ندیدم توش. گوشتی قارچی... هیچ.
مایارا هم یک ماهی تابه مجلسی و بزرگ برنج و مخلفات درست کرد. نمی دونم کجا گذاشتشون که فقط یک بشقاب ازش دست گرفت برد بالا! حواسم نبود. یعنی ممکنه داغ و داغ کرده باشه تو یخچال همه را؟ نمی دونم. برخلاف ماها که برنجمون ساده هست همیشه، یعنی با آبگوشت قاطی اش نمی کنیم، اینها و البته هندی ها هرچی قراره بخورند را توی برنج می تپونند. عین استنبلی یا باقالی پلو منتهی می بینی مثلا بروکلی هم توی برنج هست!